السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
323
تحرير الوسيله ( فارسى )
كنيزى نياورد ، شرط باطل است و عقد و مهر صحيح است ؛ اگر چه بگوييم كه شرط فاسد ، عقد را فاسد مىكند . مسأله 3 - اگر شرط شود كه بكارت او را از بين نبرد شرط لازم مىشود ، و اگر بعد از آن اذن دهد جايز است و فرقى بين ازدواج دائم و منقطع نيست . مسأله 4 - اگر شرط كند كه زن را از شهرش خارج نكند يا در شهر معلومى يا در منزل مخصوصى اسكان دهد ، شرط لازم مىشود . قسم و نشوز و شقاق هر يك از زوجين بر طرف ديگر ، حقّى دارند كه قيام به آن واجب است اگر چه حق زوج اعظم است . و از حق او بر زن اين است كه زن او را اطاعت كند و نافرمانى او را ننمايد و از خانهاش بدون اذن او بيرون نرود و لو اينكه نزد اهل خودش برود ، حتى اگر براى عيادت پدر يا در عزاى پدرش باشد ؛ بلكه وارد شده است كه در صدقه و هبه و نذر در مال خودش ، حق انجام امرى را با وجود شوهرش ندارد ، مگر اينكه با اذن شوهر باشد ، البته نه در حج يا زكات يا نيكى به والدين يا صلهء خويشانش ؛ و تفصيل اين به محل خودش موكول مىباشد . و اما حق زن بر شوهر اين است كه او را سير كند و او را بپوشاند و اگر زن نادانى كرد او را ببخشد و صورت را براى او زشت نكند ، چنان كه در اخبار وارد شده است ؛ و تفصيل اين به محل خودش موكول است . مسأله 1 - كسى كه يك زن دارد اين زن بر مرد حق بيتوته كردن و همخوابگى هر شب را ندارد ، بلكه بنابر اقوى در هر چهار شبى يك شب هم حق ندارد ، بلكه مقدار لازم اين است كه او را مهجور نكند و او را مانند معلقه كه نه صاحب شوهر است و نه طلاق داده شده ترك ننمايد . البته زن بر او حق نزديكى در هر چهار ماه يك بار را دارد همانطور كه گذشت . و اگر بيشتر از يك زن داشته باشد ، پس اگر پيش يكى از آنها بيتوته كرد بر او واجب است كه نزد غير او هم بيتوته نمايد ؛ پس اگر چهار زن باشند و پيش يكى از آنها بخوابد بايد هر كدام از غير او را يك شب دور بزند و بعضى از آنها را بر بعضى ديگر برترى ندهد . و اگر چهارتا نباشند برايش جايز است كه بعضى از آنها را برترى دهد پس